عنوان مجموعه اشعار :هاشور ۱
شاعر :سعید فلاحی
عنوان شعر اول : دهان
دهانم را هم ببندند
باز واژههای
تلنبار شده
بسیارند در حلقم
و در هر شعر ام
تنها تویی که
از دهانم بیرون میآیی
عنوان شعر دوم : تن
بر تن دارم
پیراهنی از اندوه
که روزگار
بر تن من دوخته است
عنوان شعر سوم : گیسو
در گیسوان تو
زندانی شده است
نسیم بهاری
آزاد نخواهد کرد
هیچ اردیبهشتی
عطر گیسوانت را
#سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)
نقد این شعر از : انسیه موسویان
آقای سعید فلاحی، شاعر خوش ذوق و پرکار، سه شعر کوتاه شما را خواندم. مروری هم بر سرودههای پیشین شما داشتم. در سرودههایتان فراز و فرود بسیار وجود دارد. گاه شعرهای بلند سروده اید و گاه به کوتاه سرایی روی آورده اید.
کوتاه سرایی در شعر فارسی، پیشینهای طولانی دارد. در ادبیات کهن قالبهایی چون رباعی، دوبیتی، نوخسروانی را داشته ایم و به جز آن « مفردات»، « تک بیتها» و «شاه بیتها» نیز اگرچه به عنوان قالب مستقلی شناخته نشده اند، همواره مورد توجه و اقبال بوده اند.
اما موج کوتاه سرایی در قالبهای نسبتاً جدید و ابداعی در سالهای اخیر بسیار داغ بوده است. در عصر حاضر به دلیل گسترش تکنولوژی، در سراسر جهان توجه و اقبال گستردهای به کوتاه نویسی شده است. قالبهایی چون: طرح، طرح واره،هایکو، پیرسکه و سه گانی از جمله این قالبها هستند.
حقیقت آن است که کوتاه سرایی با شتاب وحشتناک زندگی امروز، بسیار سازگار است. موج گسترده و خروشان تک بیتها، سطرهای برگزیدهای که شاعران مختلف در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی با دیگران به اشتراک میگذارند، به خوبی موید این مطلب است. امروزه به جز مخاطبان خاص، کمتر کسی حوصلهی خواندن منظومههای طولانی را دارد. فرصت آدمها اندک است و آنها به جای خواندن کتابی چند ده یا چند صد صفحهای از یک شاعر یا دیوانهای قطور، ترجیح میدهند بیتی و سطری درخشان یا گزیده را بخوانند، به خاطر بسپارند و احیاناً با دیگران به اشتراک بگذارند. بدیهی است که این شتابزدگی میتواند دارای آسیبهایی نیز برای حوزهی ادبیات باشد؛ اولین آسیب آن شاید این باشد که این مطالعهی شتابزده و گذرا، فرصت عمیق شدن و ژرف اندیشی را از مخاطب میگیرد و او را سطحی و ساده انگار بار میآورد. به علاوه برخی از شاعران جوان و کم تجربه نیز با خواندن چنین آثاری، دچار این تصور میشوند که سرودن شعر کوتاه به آسانی امکان پذیر و میسر است و بدون مطالعهی عمیق و کسب تجربه، در این وادی قدم میگذارند. امیدوارم شما هم به این نکته توجه و تأمل داشته باشید.
دوست عزیزم خانم کردبچه در نقدی بر اشعار قبلی تان پیرامون مهم ترین ویژگی شعر کوتاه که همان ایجاز است، نکاتی را متذکر شده بودند. میخواهم اینجا دوباره شما را به آن نکات ارجاع دهم. به ویژه در مورد شعر اول و دومتان که با وجود کوتاهی، موجز نیستند و هنوز کلمات و سطرهایی دارند که قابل حذف اند. به عنوان مثال:
دهانم را هم ببندند
باز واژههای
تلنبار شده
بسیارند در حلقم
و در هر شعر ام
تنها تویی که
از دهانم بیرون میآیی
من این شعر را به این صورت بازنویسی کرده ام:
واژههای
تلنبار شده
بسیارند در دهانم
تنها تویی
که با هر شعر
از دهانم بیرون میآیی
( کلمهی حلق را هم اینجا خیلی نپسندیدم و با دهان جایگزین کردم)
همینطور شعر دوم شما:
بر تن دارم
پیراهنی از اندوه
که روزگار
بر تن من دوخته است
این شعر هم در عین کوتاهی، حشو دارد و به نظرم سطر سوم و چهارم آن زاید است. اما با حذف این دو سطر در مجموع 2 سطر باقی میماند که شاید ساختار شعری کاملی نداشته باشد و به جملهی قصار بیشتر شباهت یابد.
شعر سوم شما شعر کامل و زیبایی ست و تصویر شاعرانه و تخیل خوبی هم دارد. اما به نظرم جا به جایی ارکان جمله و پس و پیش کردن کلمات( که شاید برای ایجاد موسیقی و متمایز کردن کلام از نثر انجام داده اید) زبان شعر از صمیمیت دور کرده و اتفاقا همان موسیقی طبیعی کلمات را هم از آن گرفته است. به نظرم این شعر خیلی صمیمیتر و دلنشین تر میشد اگر این گونه مینوشتید:
نسیم بهاری
در گیسوان تو
زندانی شده است؛
هیچ اردیبهشتی
عطر گیسوانت را
آزاد نخواهد کرد...
منتقد : انسیه موسویان
متولد اول مرداد 1355 در مشهد کارشناس زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبائی شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون